هر چقدر اصرار کردم که برو رو صندلی من بشین قبول نکرد

انگار برای مرد توی اتوبوس سخت بود که باور کنه کم کم داره پیر می شه

یک ماه بعد نوشت : بعد از مدت ها دوباره اتفاقی شبیه این افتاد

پسره به حاجی گفت : حاجی بیا بشین

حاجی گفت : حاجی پدرته! حاجی جد آبادته!